تبليغاتX
ها...
 

ها...

 

 

 

 

درباره وبلاگ


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


دوستان

خون آشام فضایی (بدون توضیح کافی فقط بری تو)

سکوت شیشه ای(اخر من و تو)

30مرغ(اقا حشام)

پسرون اهوازی(خفن،جلب،با حال)

به یاد من باش(رفیق شفیق یاسی کوشولو)

سه کله پوک (خداییش نری تو نظر ندی خیلی خری)

اوای عشق(دم در بده بیا تو بروبچ هم هستن)

من و عشقم(البته شما هم هستی)

تک شلطان(سلطان)عاشقی(اگه مهدی خودمون)

عشق یعنی چی؟؟(تو رو خدا اگه می دونی بیا تو)

****~~best love story~~****(ابجی نازنین گلم)

نکبتاش بیان تو(عشق نکبت)

نی نی شیطون ( بگیرش فرار کرد)

بیا تو نترس منم تنهام(ندا ژیگر)

مرگ سکوت(کمی گمگین ولی خیلی زیبا)

پاییز گشنگ زندگی(دست نوشته های من)

تنها ترین ساحل نشین اشک

زمزمه عشق(ابجی آفرین)

عابر

غریب آشنا

سفیر(داداش هادی گلم )

اینم وب لاگ موجودات فضائی به نام orak

من و خدای من ( آتنا )

اینم وبلاگ یه حشره

اینم وبلاگ نیلوفر آبی

اینم یه آدم الاف و عاشق

وبلاگ جالب ( تیام )

فقط خدا

دلتنگی ( مهسا )

بر ضد پسران

تنها ترین ( مهسا )

هفته نامه سیمرغ

خوش آمدید...(منا)

ویرانه های دل (فروغ فرخزاد)

عشق آمدنی است نه آموختنی(رضا)

کاش میشود پرنده باشم ( سحر )

ترنج

یاس زیبا

اولین شب آرامش

کسی راز مرا داند که....

من تنها اما نه عاشق مثل کویر

مریم دلبر

خاکستر داغ ( علی )

نازنین(به نازی احساس و عشق )

2ZARI

!!!!!!!!!!!!!!!

از شیر مرغ تا جون ادمی زاد


نوشته های پیشین

هفته چهارم اردیبهشت 1386

هفته سوم اردیبهشت 1386

هفته اوّل اردیبهشت 1386

هفته چهارم فروردین 1386

هفته سوم فروردین 1386

هفته اوّل فروردین 1386

هفته چهارم اسفند 1385

هفته اوّل اسفند 1385

هفته چهارم بهمن 1385

هفته سوم بهمن 1385

هفته اوّل بهمن 1385

هفته چهارم دی 1385

هفته اوّل دی 1385


طراح قالب


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

یاسی اومده یکم پیش شما بمونه و باز بله (بره)

شلام خوپشلا

خوفید ایشاالله؟؟ گمتون نباشه ژیگلا

از خدا شه پنهون از شما پنهون نیشت خودتون خوف می دونید

یاسی شه گدل دلش بلای شما تهنگ  شده .

لاستشو بخواین هنوز دل حال سفل (سفر) بیدم بلای همین نتونشتم جواب این همه محبت شما لو بدم ولی گول میدم بعد سفل جبلان کنم.

لاستی اومدم خفر بدم من و دوشت جدیدم نی نی کوشولو

قلال تمام دنیا لو با هم فتح کنیم ،نی نی خیلی بشه ی خوفی.

 

توجه                                               توجه

پشونک نینی گم شده بهد (بعد) مامان نی نی اینجولی شده

از یابندگان پشونک نی نی می کنم خواهش به این ادلس

پشونک نی نی لو بیالید.

 

 

خبل بد

داداش هادی داله از پیش ما میله

داداش جون خیلی دوشت دالم زود زود پیشم بیا

مواظب لپت باش

خدا به هملات

 

اینم بخونید خیلی باحاله(لاستشو بخواین از توی وبلاگ یه

بنده خدایی کش لفتم اما دلم نیومد شما اینو نخونید)

با اجازه از همون بنده خدا

درد دل بچه های شیر خوره

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ

سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس

چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر

شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام

داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای

سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و

سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و

لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف

شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً     

هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه

به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای

سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی

هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

 

  خیلی خوش گذشت پیش شما

    بازم می یام

   یادتون نله نظل بدید ها

   بازم مسی که به من سل زدید

  بابای

 

 

 

 

نوشته شده توسط گوگولی و موگولی در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 10:2 موضوع: | لینک ثابت



یاسیکوشولو داله می له سفل

من اومدم با یه شلام گلم (گرم)و یه عالمه بوس

حالا اول شلام یا اول بوس بدم ؟؟؟؟

ولی من می خوام هم بوستون کنم هم  یه شلام گلم به دلهای شما هدیه بدم

در مولد سفل من همه فکل بد کلدن مثلا داداش هادی نازم فکل کرد من از

 اون عاشقام(همون عشقا دیگه    چی بهش می گن؟؟؟)

دل(در) هل صولت خواشتم خیالتون لو لاحت کنم و بگم دالم می لم سفل عشق ،

حالا چه عشقی و از چه نوع عشقی می خوام تو این پشت بهتون بگم اما

عجیب غلیب!!!

از همه ی کشایی که منتظل داشتان یاسی کوشولو هشتن معذلت می خوام

چون هنوز بلای ادامه ی داشتان فکل نکلدم.

بازم معذلتتتتتتتتتتتتت

به جاش چیزهای بهتلی دالم تو کیف مغزم البته باید نظلم بدید.

 

حالا شندتا  داشتان زیبا و کوشولو می گم تا لاحت تل بفهمید

 می خوام کژا بلم!!

 

مومنی از دکوبرین روحانی پرسید:

(( چه کنم تا خداوند از اعمال من راضی باشد؟))

روحانی گفت :(( تنها یک راه وجود دارد:زندگی با عشق))

چند دقیقه بعد شخصی دیگر از روحانی همین سوال را پرسید

رو حانی گفت: ((تنها یک راه وجود دارد:زندگی با شادی))

شخص اول تعجب کرد و گفت : ((اما به من نصیحت دیگری کردید استاد))

روحانی گفت: ((نه دقیقا همین توصیه را کردم))........

 

اینم یک داشتان زیبای دیگه

 

روزی یک جوان بسیار ثروتمند نزد خاخام رفت و از او خواستار نصیحتیبرای راهنمایی زندکیش شد. خاخام و وی را به طرف

 پنجره برد و از او پرسید:

-        شما از میان این شیشه چه می بینید؟

-        مردمی را می بینم که می روند و می آیند و کوری را می بینم در

     جاده ای در حال گدایی می باشد.

در انجا بود که خاخام یک آئینه بزرگ به آن جوان نشان داد و مجددا

از او سوال کرد:                

-        حالا به من بگویید در آینه چه می بینید؟

-        چهره ی خودم را در آن می بینم.

-        و حالا دیگر،آن مرد را نمی بینید. شما متوجه هستید که پنجره و

آئینه هر دو از یک ماده ی اولیه تشکیل شده است اما در آئینه

چون یک پوشش نازک نقره ای بکار رفته است چیزی به جز خودت

نمی بینی ، حالا بایستی این دو شیشه را با هم مقایسه کنی.

دیگران را در آن دیده و به خاطر ایشان احساس همدردی می کنی

اما وقتی پوشیده از نقره است یعنی غنی و فقط خودت را در آن

می بینی و فقط وقتی فردی ارزشمند خواهی بود که شهامت زدودن

آن پرده ی نقره ای را از جلوی چشمانت داشته باشی ، در ان صورت

مجددا قادر خواهی بود تا به مردم عشق بورزی.

 

 

جیگلا شاید در پشتهای بعدی بازم بلاتون از این داشتان های کوتاه و زیبا

بنویشم.حالا شاید بیشتل  فهمیده باشید که من دربه در چه عشقی هشتم

اما متاشفانه تو دل هیچکش پیدا نمی شه و مثل یه بیمالی به جون ملدم (مردم) افتاده منم چون کوشولو هشتم و بدنم ضعیف از همین العا به دنبال دلمان(درمان) این بیمالی لفتم پش شما هم شعی کنید و از همین العا شلوع کنید.

 

اما اگه کشی هنوز به این عشق ایمان نیاولده من با یک شعل زیبا

بیشتل کمکش می کنم.

 

من نمی خواهم به عشقی سالها پایبند بودن!

من نمی خواهم اسیر سحر یک لبخند بودن

من نه بتوانم شراب ناب از یک چشم نوشیدن

من نه بتوانم لبی را بارها با شوق بوسیدن

من لب تازه، تن تازه، شراب تازه ، عشق تازه نمی خواهم

من زبانم لال حتی یک خدا را سجده کردن ، سالها او را پرستیدن نمی خواهم

                       من خدای تازه می خواهم

من از این دنیای ننگین و دروغین عامیم دیگر

                        من خدای تازه می خواهم

             

خوب جیگلای من ، شما حالا مقصد من لو میشناسید و اگل هم

دلتون می خواد می تونید با من هم سفل بشید.

من تصمیم دالم چند لوزی از این دنیای مادی دول بشم با این که

وبلاگم آری از هل گونه شیاشت و دنیای مادی ولی می خوام

به مدت کوتاهی از این وبلاگ بلم.

از همه ی شما متشکلم که بلای من نگلان بودید

همه ی داداش ها و آبجی های گلم لو به خدا می شپالم

بوووووووووووس

بابای

             

 

 

نوشته شده توسط گوگولی و موگولی در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 21:58 موضوع: | لینک ثابت



یاسی کوشولو دنبال عشق

شلام . شلام به همه ی عاشقان، خشته ها ، دل شکشته ها و یا

اونهایی که از زندگی  عگب افتادن .

می دونید من خیلی دوشت دالم بدونم عشق شی؟؟ بلای همین

به مدت یک ماه شایدم بیشتل و حتی کمتل به سفل می لم

می خوام به دنبال بزلگ شدن بلم تا بتونم عاشق بشم و حتی

شاید تونشتم نیمه ی گم شدم لو ببینم .

فقط یه مشکل دالم نمی دونم بلای لفتن به دنیای عشق  باید

کژا بلم آدلسشو بلد نیشتم ،هلکی بلده تو لو خدا به من بگه!!

دوشت دالم بدونم شرا همه از عشق فلال می کنن شرا

تو ی هر وبلاگ هر جاش لو که می بینی نشونه هایی از

عشق ؟؟؟؟؟؟

من دو تا داداش خوب دالم که  همیشه کنال من هشتن یکی

داداش هادی و دیگلی داداش عابر تنهای من که همیشه

بلام دعا کلدن و همیشه به من امید دادن تو لو خدا اگه لفتم

و موندنی شدم مواظب داداش های من باشید.

اما می مونه داداش گلیب آشنا که مشیل دلشت زندگی لو

به من نشون داد ولی نمی دونم شی شد که حرفهای خودش

یادش لفت، تو لو خدا داداشی مواظب خودت باش.

من کلی ابجی گل دالم با کلی داداش های خوف فقط

تهنا شیزی که می خوام اینه که مواظب خودشو باشن.

 

 

و این هم گشمت پنجم داشتان یاسی کوشولو:

 

((......نگاه می کرده می بینه و اروم به طرفش می ره با تعجب

بسیاری به یاسی می گه: عزیزم اسمت چی؟؟                          

ناگهان صاعقه می گه : این چه سوال مسخره ای خوب معلوم

این همون بچس حالا تو چرا اسمشو می پرسی نمی دونم!!

ابر می گه : نه شاید این شبیه اون بچس

صاعقه: وای دختر باورم نمی شه تو انقدر........

که ناگهان کوتوله ای از پشت خونه می یاد کوتوله لباس تمام

سفیدی به تن داشته و کلاه نک تیزی به سرش گذاشته بود.

کوتوله می گه : دخترا دخترا بس کنید ما کلی کار داریم

و با دیدن یاسی دامن صاعقه رو می گیره و پشت اون پنها

می شه

صاعقه : ببینم برف تو از این بچه می ترسی ؟؟؟ و بعد

خنده ای به بلدی رعد می کنه .

یاسی که تازه برف رو دیده و اتفاقا از اون خوشش اومده

به طرف برف  می ره ، کلاشو برمیداره و بلند بلند

جیغ می زنه

صاعقه: وای خدا کارمون دوبرابر شد حالا یکی بیاد این

کلاه رو از بچه بگیره ....

برف با حالتی عصبانی به دنبال یاسی میدوه تا شاید بتونه

با قد کوچیکش کلاه رو از یاسی کوشولو بگیره

ابر : الهههههههی چه بچه ی ناز و شیتونی صاعقه دلت

می یاد این طوری بگی؟

صاعقه :اخه عزیزم من با این بچه کاری ندارم مشکل

اینه که اون خیلی زود اومده اینجا پس یعنی ما هم باید

 کارمون رو شروع کنیم.

ناگهان مرد بسیار قد بلند و لاقری که حتی ابر و صاعقه

برای نگاه کردنش باید سرشون رو بالا بگیرند پیش اونها

می یاد و می گه: ببینم مشکلی پیش اومده

برف که خیلی عصبانی و نفس نفس می زنه می گه:

نه نه مشکلی نیست فقط فکر می کنم یه مشکل بزرگی

باشه.

ابر در حالی که می خنده می گه:اخه برف کجای این

بچه مشکل بزرگی؟

برف : هیچ جاش فقط اگه یکم دیگه من رو عصبانی کنه

دنیا سفید پوش می شه

مرد قد بلند که بدنش و لباسش مثل چوب درخت ، یاسی

رو بقل می کنه و کلاه برف رو از دستش می گیره

و به برف می ده

ناگهان یاسی شروع می کنه به گریه کردن

صاعقه : درخت خواهش می کنم این بچه رو اروم کن!

درخت با خنده می گه : من چیزی دارم که همه رو آروم

 می کنه و بعد دستشو جلو می یاره و به ابر می گه

کمی کف دست من ببار ابر هم اطاعت می کنه و کمی آب

کف دست درخت می ریزه.

درخت دستشو می بنده و بعد باز می کنه برای یاسی

این کار، کار عجیبی بود اما بقیه عادت کرده بودن

چیزی نمی گذره که کف دست درخت گلی رشد می کنه

گلی به زیبایی تمام عالم . درخت گل یاس رو به دست

 یاسی میده و یاسی که بسیار خوشحال بود رو روی

زمین می زاره . .............. ))

 

این دفعه بیشتل  داشتان لو بلاتون گفتم.

 

و این هم یک شعر زیبا تگدیم به همه ی

شما گلها...

 

بچگيا يادت هست

بچگيا يادت هست بازيا اشکنک داشت گفتن نريم توپ بازی چون شيشه مون ترک داشت

بچگيا يادت هست رفتيم تو حوض ماهی مامان تو بهم گفت خير نبينی الهی

بچگيا يادت هست نيومدی به بازی گفتم بيام تو کردی بهم زبون درازی

بچگيا يادت هست دروازه بان نداشتيم تا ضربه کاشته بود جون واسه اون می ذاشتيم

بچگيا يادت هست از رو ديوار پريديم اهالی داد کشيدن ما خنديديم شنيديم

بچگيا يادت هست با همه دعوا کردم مشت خودم رو اون روز پيش همه وا کردم

بچگيا يادت هست گفتن که خير نبينين گفتن که ما بدترين آدمای زمينيم

بچگيا يادت هست نيومدی تو کوچه حتی واسه خريد لواشک و آلوچه

بچگيا يادت هست پنجره تونو بستی دلی که پشت اون بود آخر زدی شکستی

 بچگيا يادت هست ما ديگه توپ نداشتيم يه روز واسه خريدش پول روی هم گذاشتيم

بچگيا يادت هست دنبال هم تو کوچه اون دوره گردی که داشت لواشک و آلوچه

بچگيا يادت هست توپ رو پاره کردن حرفای بد زدند و به ما اشاره کردن

بچگيا يادت هست ديگه محل نذاشتی انگار از اون روز ديگه اصلا دوسم نداشتی

بابا مامانت اونروز تو کوچه بلوا کردن بچه هااز حسودی باز منو رسوا کردن

اما نگات از اونروز با چشمای من بد شد هر وقت نگات منو ديد تندی گذشت و رد شد

کاش که همون روزا بود اون روزای طلائی اون روزا که يکی بود پولداری و گدائی

بزرگ شدی تو کوچه بهت دادم يه نامه گفتی سلام واجبه چون جواب سلامه

حالا شنيدم تو رو می دن به يه غريبه مرده بودم مگه من؟ چقد کارات عجيبه

حالا به من توپ نزن به من کمک کن کمک چون مث شيشه ما پره دلم از ترک

 

اومید وارم از این شعل لذت بلده باشید من که عاشق این شعل

هشتم.

 

عزیزای گلم دیگه وقت لفتن ،بلام دعا کنید من هم بلای

همتون دعا می کنم

همتون لو دوشت دالم

بووووووووووووووووس لو لباتون

بابای

 

&nbs